حالم خیلی بده اتفاقای خیلی بدی برام افتاده منو رضا ازهم بی خبریم
کوچیکترین خبری ازش ندارم انگاری فراموشم کرده حتی یه اس نداده حالمو بپرسه
چن شب پیش باهم دعوامون شد اون گف ولم کن الهام خودکشی کرده نمیدونم الهام کی بود دیگه جوابمو نداد
منم بش گفتم میدونم چکار کنم..
شاید اینو کسی باور نکنه ولی به خدا که خودش شاهدبود رگمو زدم به قران اجیم کنارم خوابیده بودهیچ وقت فک نمیکردم بتونم این کارو بکنم ولی بجان بابا تا به خودم اومد همه بدنم خونی شده بود به مرگ رضام چشام داشتن سیاهی میرفت
دیگه نفهمیدم چی شد چشامو که باز کردم بیمارستان بودم اجیم کنارم بود گف خوبی خلاصه که
الانم باورم نمیشه بخاطر رضا اینکارو کردم ولی اون انگار فراموشم کرده براش مهم نیستم از ابجیم گوشیمو خواستم گف نیست دیگه گوشی بی گوشی تا دیروز بهم ندادش خوب که نگاه کردم نه زنگی نه پیامی اصلا
خدا میدونه چقد گریه کردم هرچی گفتم بش اس ندم نتونستم دوتا اس براش ولی هرچی منتظر شدم گزارش تحویل نیومد یه زنگ زدم دیدم اره گوشیش خاموشه یه باره دنیا رو سرم خراب شد از دیشب چشم رو هم نزاشتم وای خدا یعنی فراموش شدم...!
ما را در سایت عشق من دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: ayso بازدید: 173