
به نام خدا
با عرض سلام خدمت دوستای گلم
همون طور که میدونید بازم سال تحصیلی جدید شروع شده و با آغاز سال تحصیلی جدید هر روز یه خاطره جدید به دفتر زندگی دانش آموزانی مثل من اضافه میشه.
به نظر من وقتی یه خاطره یا یه چیز جالبی داری ،چرا بقیه رو توی اون شریک نکنی؟؟؟؟؟
بنابراین تصمیم گرفتم این وبلاگ رو که برای مدتی بی استفاده افتاده بود رو دوباره به راه بندازم.
البته با کمک شما دوستای گلم....
اگه دانش آموزید که چه بهتر کلی خاطره میتونید داشته باشید ولی اگه چندین سال از دوران دانش آموزی شما گذشته باشه بازم اشکالی نداره کلی خاطره دارید پس بیاین خاطرات قدیمیتون رو بگید که هم برای خودتون تجدید خاطره بشه هم بقیه رو در خوندن خاطراتتون سهیم کنید. فقط کافیه تو قسمت نظرات خاطره تونو همراه با اسمتون بنویسید.
تو این وبلاگ امکان جدیدی که گذاشتم،امکان امتیاز دهی هست که پایین هر پستی هست.یعنی اگه اومدید و این پستا رو خوندید و خوشتون اومد روی این کلید
کلیک میکنید.واما... اگه خوشتون نیومد روی این کلید
کلیک میکنید.
کار سختی نیست .با زدن یک کلید هم نه کسی افلیج شده نه از عمرش کم شده نه مُرده و کلا هیچیش نشده .فقط تنها کاری که کرده اینه که دل نویسنده محترمو شاد کرده و واسه نوشته های اون ارزش قایل شده...
بعدم هر ماه هر کدوم از نوشته ها که امتیاز مثبت بیشتری داشته باشه به عنوان خاطره برتر معرفی میشه.پس در این صورت میتونین با گذاشتن خاطره تون ببینید چقدر واسه دیگران هم جذاب بوده .پس اگه میخواین قلم خودتونو بسنجین شروع کنین.
مورد بعدیم اینه که اوناییکه دوست دارن لینکشون کنم فقط کافیه ما رو با نام خاطره ها و... لینک کنن و خبرمون کنن.
مهم ترین چیزی که میخواستم بگم اینه که: این وبلاگ رو چندین سال پیش دختر خاله گلم سحر خانوم افتتاح کردن ومنم یکی از نویسنده هاش بودم.ولی الان چون ایشون دانشجو شدن ومن هنوز هم دانش آموز تشریف دارم دیگه ایشون فعالیتی توی این وب ندارن.البته اگه هنوزم خاطره ای دارن که دوست دارن بنویسن میتونن با نام کاربری خودشون وارد بشن وبرامون پست بذارن.پس نتیجه میگیریم که اون پستهایی که پایینش نام نویسنده "سحر جون" هست ماله ایشونه. در ضمن ازش خیلی خیلی تشکر میکنم . هنوزم دختر خاله ی گلم خاطره های دانشگاهشو مینویسه .اگه دوست داشتین خاطره هاشو بخونین فقط کافیه روی لینک زیر کلیک کنید:
خوب دیگه مثل اینکه زیادی حرف زدم.دیگه بهتره برم ولی نه ....
فکر کردین به همین راحتیا ولتون میکنم؟
میخواستم بگم منتظرم باشین که با کوله باری از خاطرات شیرینم دارم میام..
بیشترم روزای پنج شنبه آپ میشم.چون روزای دیگه درس دارم ونمیتونم زیاد بیام نت
ولی بهتون قول میدم حداقل هفته ای یه خاطره رو برای شما عزیزان بگذارم..
خوب دیگه ببخشید سرتونو درد اوردم
منتظر خاطراتتون هستم شما هم منتظر خاطرات من باشید
در ضمن نظر هم یادتون نره...
بای تا های
برچسب:
نویسنده: ayso