خرید بک لینک
اکبرعبدی میگوید:

یک روز سر سریال بودیم.

هوا هم خیلی سرد بود،

حسین پناهی از ماشین پیاده شد بدون کاپشن.

گفتم: حسین این جوری اومدی از خونه بیرون؟

نگفتی سرما میخوری؟! کاپشن خوشگلت کو؟

گفت: کاپشن قشنگی بود،نه؟

گفتم: آره!

گفت: من هم خیلی دوستش داشتم

ولی سر راه یکی را دیدم که هم دوستش داشت

و هم احتیاجش داشت.

ولی من فقط دوستش داشتم
!!



برچسب: نویسنده: ayso تاريخ: پنجشنبه 11 مهر 1392 ساعت: 15:30

صفحه بندی