اندیشه اسلام آباد غرب: یکی از کاربران محترم با عنوان "دوست" یادداشتی درمورد ماجراهای اخیر استان و اصرار نمایندگان محترم بر ابقای استاندار (البته با سبک و سیاق ادبیات قدیمی) را در قسمت نظرات برایمان ارسال نموده که ضمن پوزش از ایشان بابت حذف برخی واژه ها(که ممکن بود تلقی توهین از آن استیفاد گردد)، این یادداشت را در ادامه می بینید:
لطفا"جناب آقای صفری در صورت امکان در صفحه اصلی نمایش دهید سپاسگزاریم
خواهی بیا وفا کن خواهی برو جفا کن
به نقل از مورخان ، دولتی تابنده برایران بیامدی به نام مهر و پس از هشت مهر، کلید حکومت به دست شیخی از نزدیک کویر سمنان بیفتاد و مردانی از حاکمان بلادهای ایران رعشه در جان و تن بیفتاد که حکمرانی شان چون خواهد شد؟
درغرب بلاد ایران سرزمین قرمسین، این تب وتاب بی حد فزونی یافت حاکم تازه با تخت رسیده قرمسین از بیم تاراج حکومت، دست بر دامن وکیلان دراز، و طلب یاری کرد. این حاکم را مشاورانی بود بسیار (...) و درعقل نیز (...) و آنان رسم ماندگاری را چنین گفتند: که باید اقوام و نسب دوستان وکیل از جلیلیانها تارزمها و حسینی ها و منوچهرها و.... را برکرسی های رفیع نشاند و به فرمان وکیلان هر آنچه گویند سر تسلیم فرود آریم.
و همان شد که مشاوران گفتندو حاکم مضطرب تن داد. غافل ازآنکه در عهد پیشین قرمسین همین بشد و در فصلی که به نام انتخابات رقم خورد مردم به چوب عقل و درایت برسر وکیلان کوفتند و خون ازدماغ شان جاری کردند و باشکست 8نفره، راه دشت درپیش گرفتند . آن حاکم (...) نیز به دستبند عدالت گرفتار گردید و از نظام حکومت بیرون رانده شد و امروز نه آن وکیلا برآن عهدند ونه آن حاکم بر این (...)
این را برای شما حاکم پریشان و بعضی ازمشاوران (...) و وکیلان قرمسین نقل کردم تا بدانید:
""""من آنچه شرط بلاغ است با تو گفتم خواه از سخنم پند گیر خواه ملال!"
برچسب:
نویسنده: ayso
تاريخ: شنبه
27 مهر
1392 ساعت: 19:14